سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

دیروز حماسه (نشریه 364)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

روز 19 بهمن وقتی‌که پرسنل نیروی هوایی با لباس نظامی از مدرسه‌ی علوی بیرون آمدند، فریاد الله‌اکبر مردم به هوا برخاست، 9 گروهان همه صف در صف منظم و یکپارچه- هفت نفر جلوی بقیه‌ی ستون‌ها منظم در طول خیابان ایران گویا قرار بود یک رژه‌ی کاملاً بزرگ نظامی انجام گیرد. اکثر مردم که در خیابان ایران سکونت داشتند، با فریاد فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا، از منازلشان بیرون آمده بودند. بعضی از مردم با دیدن این صحنه اشک شوق می‌ریختند. یک فضای خاص و عرفانی در وجود همه‌ی کسانی که در آن محل حضور داشتند به‌وجود آمده بود. رژه‌ی نظامی پرسنل تا داخل حیاط مدرسه‌ی رفاه با عشق، شور و ایمان وصف‌ناپذیری انجام گرفت.

دیروز حماسه (نشریه 363)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

منوچهری شکنجه گر ساواک بعد از دستگیری در اعترافاتش در مورد زنان مبارز قبل از انقلاب می گفت: هر بار که برای بازجویی می آوریمشان، خودشان را با پتو می‌پوشاندند تا معلوم نشوند. یعنی تا زیر دماغ، پتو بودند. موقع بازجویی هم به سوالات جواب نمی‌دادند. من یک بار هم چشم اینها را ندیدم. همیشه سرشان پایین بود و می‌گفتند: «ما با نامحرم صحبت نمی‌کنیم. اگر هم مطلبی دارید روی کاغذ بنویسید ما هم روی کاغذ جواب می‌دهیم».
 تقوای آنها مرا دیوانه کرده بود!»

دیروز حماسه (نشریه 362)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

طرف با یک موتور گازی آمد جلوی در مسجد. سلام کرد. جوابش را با بی‌اعتنایی دادم. دستانش روغنی بود و سیاه. خواست موتور را همان جلو ببندد به یک ستون، نگذاشتم.
گفتم: اینجا نمیشه ببندی عمو. با نگرانی ساعتم را نگاه کردم. دوباره خیره شدم به سر کوچه. سه، چهار دقیقه گذشت و باز هم خبری نشد. پیش خودم گفتم:
مردم رو دیگه بیشتر از این نمیشه نگه داشت؛ خوبه برم به مسئول پایگاه بگم تا یک فکری بکنیم. یک دفعه دیدم بلندگوی مسجد روشن شد و جمعیت صلوات فرستادند! مجری گفت: نمازگزاران عزیز در خدمت فرمانده بزرگ جنگ سردارحاج عبدالحسین برونسی هستیم که به خاطر خرابی موتورشان کمی با تأخیر رسیده‌اند.

دیروز حماسه (نشریه 361)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

من با شهید ستاری در دانشکده افسری تحصیل می کردم ، روزی از طرف مجله ماهنامه ارتش آمده بودند و از دانشجویان سئوال می کردند، سئوالاتی از این قبیل که چرا به ارتش آمده اید؟ و... شهید ستاری در پاسخ گفت من می خواهم فرمانده نیروی هوایی بشوم! اقتدار هر مملکتی در ارتش آن است، و اقتدار هر ارتشی در نیروی هوایی آن.

دیروز حماسه (نشریه 360)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

ازهمان روزهای ابتدایی جنگ، کمتر ابراهیم به تدریس می رسید، تا اینکه تماماً در جبهه بود.گروهی راه افتاده بود به نام گروه چریکی نامنظم شهید اندرزگو . رزمنده هایی پرتوان ومخلص که قرار بود عملیات شناسایی انجام دهند و فرمانده گروه, ابراهیم بود. از رفتارش با اسرا می گفتند که چگونه مراعات می کرد.چنان می شد که مثلاً یکبار از هجده اسیر عراقی که گرفته بودند ، داوطلبانه به مبارزه با رژیم صدام پرداخته بودند و دست آخر هر هجده نفر به شهادت رسیدند.