سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

دیروز حماسه (نشریه 361)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

من با شهید ستاری در دانشکده افسری تحصیل می کردم ، روزی از طرف مجله ماهنامه ارتش آمده بودند و از دانشجویان سئوال می کردند، سئوالاتی از این قبیل که چرا به ارتش آمده اید؟ و... شهید ستاری در پاسخ گفت من می خواهم فرمانده نیروی هوایی بشوم! اقتدار هر مملکتی در ارتش آن است، و اقتدار هر ارتشی در نیروی هوایی آن.

دیروز حماسه (نشریه 360)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

ازهمان روزهای ابتدایی جنگ، کمتر ابراهیم به تدریس می رسید، تا اینکه تماماً در جبهه بود.گروهی راه افتاده بود به نام گروه چریکی نامنظم شهید اندرزگو . رزمنده هایی پرتوان ومخلص که قرار بود عملیات شناسایی انجام دهند و فرمانده گروه, ابراهیم بود. از رفتارش با اسرا می گفتند که چگونه مراعات می کرد.چنان می شد که مثلاً یکبار از هجده اسیر عراقی که گرفته بودند ، داوطلبانه به مبارزه با رژیم صدام پرداخته بودند و دست آخر هر هجده نفر به شهادت رسیدند.

دیروز حماسه (نشریه 359)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

شهید کشوري تمام فکرش انجام وظيفه بود. در جریان سرکوب توطئه ضدانقلاب در کردستان، رشادت های او در خلبانی هوانیروز نقشی اساسی داشت.همیشه درباره ي فرزندانش مي گفت: «آنها را به اندازه اي دوست مي دارم که جاي خدا را نگيرند.» او مي گفت: «تا آخرين قطره ي خون براي اسلام عزيز و اطاعت از ولايت فقيه خواهم جنگيد و از اين مزدوران که سرهاي مبارک عزيزانم (پاسداران) را نامردانه بريدند، انتقام خواهم گرفت.»

دیروز حماسه (نشریه 358)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

دو خاطره در مورد شهید مهدی زین الدین:
  چند تا سرباز، از قرارگاه ارتش مهمات آوردند. دو ساعت گذشت و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشد، عرق از سر و صورتشان می ریخت. یک بسیجی لاغر و کم سن و سال آمد. خسته نباشیدی گفت و مشغول شد. ظهر که کار تمام شد، پی فرمانده رفتند تا رسید را امضا کند. دیدند همان بنده ی خدا، عرق هایش را پاک کرد، رسید را گرفت و امضا کرد.تازه فهمیدند آقا مهدی فرمانده ی لشکر بوده...

دیروز حماسه (نشریه 357)

on . ارسال شده در دیروز حماسه

با شهادت مظلومانه گروه مدافعان خرمشهر، دشمن با تانک هایش شروع به پیشروی کرد. حسین فهمیده، در حالی که تعدادی نارنجک به کمر بسته و نارنجکی در دست گرفته بود، به طرف تانک ها حرکت کرد.او در حالی که از ناحیه ران پا زخمی شده و تیری به او اصابت کرده بود به سمت تانک ها رفته و خود را به اولین تانک می رساند و لحظه ای بعد صدای انفجاری تانک را از حرکت باز می دارد. تانک های دشمن که گمان می کنند حمله ای به وقوع پیوسته پا به فرار می گذارد و حلقه محاصره شکسته می شود و چندی بعد نیز نیروهای کمکی می رسند. حسین فهمیده همچون ققنوسی بر آتش نشست تا به ابدیّت بپیوندد و جهانی از این سوختن روشن و نورانی شد.

(8 آبان سالروز شهادت الگوی استشهادیون,شهید محمد حسین فهمیده گرامی باد)