سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

نمایش استعفا و عشوه ی مجازی (نشریه366)

on . ارسال شده در اصل هشتم(مقالات)

نمایش استعفا و عشوه ی مجازی
 در جریان دیدار مهم بشار اسد با رهبر معظم انقلاب اسلامی که بازتاب های مهم منطقه ای و بین المللی را بدنبال داشت، استعفای آقای ظریف از وزارت خارجه، به حاشیه هایی دامن زد که با بهره برداری رسانه های معاند، بعضا به خبر اصلی و نمادی از دوگانگی حاکمیت در ایران تبدیل شد. البته این اقدام آقای ظریف, قبلا نیز مسبوق به سابقه بود و در اوج مذاکرات با 1+5, وی طی سخنانی منفعلانه در میان دانشجویان، قدرت نظامی آمریکا را به اندازه ای دانسته بود که در چند دقیقه می تواند تمام امکانات نظامی جمهوری اسلامی را از کار بیندازد و یا در اوج فشار غرب به ایران برای تحمیلFATF ، ادعای دروغین پولشویی گسترده در ایران را مطرح نمود و...
لذا در مورد این رویداد اخیر می توان به نکاتی نیز اشاره نمود:

 در آستانه ی میلاد حضرت زهرا(س) و در ساعات پایانی شب (که البته آغاز ساعت کاری خبرگزاری های خارجی و پایان کار خبرگزاری های داخلی بود) آقای ظریف در صفحه ی اینستاگرامی خود، با درج جملاتی دوپهلو، اینگونه وانمود کرد که از وزارت امور خارجه کناره گیری نموده است. در عین حال، در ساعتهای بعدی و تا پایان ماجرا، هیچگونه متن مکتوب یا دست نوشته ی رسمی که استعفای وی را با ذکر دلایل و مستندات، برای انجام مراحل مرسوم قانونی بیان نموده باشد، منتشر نشد و در اینجا این سوال در اذهان بوجود می آید که مگر جایگاه مسئولیت، آن هم در حد و اندازه ی وزارت در جمهوری اسلامی، تا آنجا نازل و بی مقدار است که با یک پیام اینستاگرامی، سلب مسئولیت کند و شخصی که از سوی رئیس جمهور و بعد از مذاکرات طولانی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان، مسئولیتی را پذیرفته است، تنها بایک عشوه و نازمجازی بر سر کار خود حاضر نشود؟
 سوال مهم دیگری که از آقای ظریف باید پرسیده شود این که: آیا انتشار جمله ای که از آن برداشت استعفا می شد، درست در شبی که رئیس جمهور سوریه با حضور در تهران و محضر رهبر معظم انقلاب، پیام پیروزی مقاومت را به جهانیان صادر می نمود، عظمت و پیام آن دیدار را تحت الشعاع قرار نداد؟ و اساسا آیا این اقدام آقای ظریف، پیامی مسرت بخش برای دشمنان مقاومت، مبنی بر وجود اختلاف عمیق در ایران بر سر موضوعات منطقه ای و حتی اعمال فشار ظریف برای پذیرشfatf توسط مجمع تشخیص مصلحت نبود؟

 گرچه استعفای ظریف، بخاطر اختلافات جدی وی با شخص رئیس جمهور نیز تعبیر گردید، اما در موقعیت حساس کنونی توانست حواس جامعه را از پیگیری مطالبات جدی اقتصادی که بعضا ناشی از ناتوانی و بی مسئولیتی های موجود در قوه مجریه بود پرت نماید و عملا نوعی کمک به دولت و ایجاد فرافکنی در مقابل مردم محسوب می گردید.
 اینکه رهبر معظم انقلاب در مقاطعی خاص همچون مذاکرات هسته ای، تعبیراتی را از وزیر خارجه بیان فرموده اند، نمی تواند و نباید توسط برخی افراد و صاحبان وجهه و تریبون بعنوان دستاویزی در جهت پوشانیدن خطای بزرگ کنونی آقای ظریف و تطهیر وی قرار گیرد و قطعا وزیر خارجه باید پاسخگوی خبط و خطای بزرگ خود در روزهای اخیر باشد.
 این واقعه، اوج سیاسی کاری و البته تزلزل دولت آقای روحانی را نیز به نمایش گذاشت و آزمون و محکی نیز برای کسانی بود که سقوط شدید و بی سابقه ی جایگاه دولت آقای روحانی در میان مردم را باور نمی کنند. چرا که استعفای ظریف بعنوان فخرالوزراء !! و چهره ی اصلی کابینه ی آقای روحانی، نه تنها هیچ نگرانی را در میان مردم بدنبال نداشت، حتی عموم شخصیت ها و نخبگان و جریانهای مستقل و مردمی و انقلابی، خواستار محاکمه و پاسخگویی آقای ظریف شده و حتی بازار بورس و فضای اقتصادی نیز با آرامش و کاهش نسبی برخی قیمت ها به این موضوع واکنش مثبت نشان دادند و البته بر خلاف ادعای آقای روحانی در پیام به ظریف و رد استعفای نمایشی وی، تنها دشمنان انقلاب و رسانه های متعلق به آنها اعم از رادیو اسرائیل، بی بی سی، صدای آمریکا و... از کناره گیری ظریف اظهار نگرانی و ناراحتی نمودند.
 این رویداد به همه ی نخبگان و تحلیل گران و فعالان سیاسی برای چندمین بار ثابت کرد که: مسئولیت، کار، پاسخگویی، شفافیت و رعایت مصالح مردم و نظام اسلامی در قاموس مدعیان تدبیر و اعتدال، جایگاهی ندارد.