سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

تلاش منافقانه برای وارونه نمایی از سیاسی ترین سردار(نشریه382)

on . ارسال شده در اصل هشتم(مقالات)

تلاش منافقانه برای وارونه نمایی از سیاسی ترین سردار

همزمان با شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش، حضور بی سابقه ی ملت ایران و قدرشناسی آنان از این سردار دل ها، بسیاری از ناظران داخلی و خارجی را در بهت و حیرت فروبرد.
 اما در این میان، عده ای نیز با شیطنت سعی کردند، این استقبال و مشایعت و رستاخیز ملت ایران را به« سیاسی نبودن حاج قاسم» و قرارگرفتن او در یک جایگاه«صرفا ملی» تعبیر و القا کنند.
 در این میان(صرفنظر از سکوت خائنانه ی جریان شیعه ی انگلیسی، میرحسین موسوی، برخی سلبریتی ها و هنرپیشه ها و فوتبالیست ها)، پیام های تسلیت و واکنش هایی نیز از سوی افرادی صادر شد که همواره در خط مقابل و دشمنی با جبهه ی مقاومت و آرمان حاج قاسم سلیمانی قرار داشته اند.

افرادی همچون محمد خاتمی، کروبی، مهاجرانی،سروش،تاجزاده، محمود دولت آبادی(نویسنده ی معاند)، هنرپیشه های هالیوود، مسعودبهنود(کارشناس بی بی سی)، اردشیر زاهدی(وزیر خارجه پهلوی) و...
 اکنون سوال مهم اینجاست که این دشمنان تابلودار جبهه ی مقاومت و نظام و انقلاب، چه نسبتی با سردار شهید قاسم سلیمانی و عملکرد آن مجاهد بزرگ داشته و دارند که خود را در صف ملت بزرگ و غیور ایران جا می زنند؟
 آیا براستی، بر اساس ادعای این افراد،حاج قاسم سلیمانی، سیاسی نبود و صرفا برای«دفاع از وطن» می جنگید؟
 چگونه سیاسی ترین سردار ایرانی که بیش از 20 سال، برای تحقق فتح فلسطین و قدس و نابودی اسرائیل و مبارزه با آمریکا، در راس مهندسی نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار داشت، غیرسیاسی می خوانند؟
 چگونه سرداری که عشق و ارادتش به ولایت و رهبری را در زبان و عمل جاری ساخت، غیرسیاسی می دانند؟
 عزیزی که اسوه و فرمانده و پدر میدانی مدافعان حرم به شمار می رفت، چگونه با عربده کشان(نه غزه نه لبنان) قابل جمع است؟
 سرداری که در فتنه ی 78، با تنظیم و امضای طوماری به خاتمی، به وی در مورد عملکرد فتنه انگیزش هشدار داد، سرداری که در فتنه ی 88، دوشادوش امامش، در صحنه حاضر بود و از ساکتین فتنه هم اظهار تبری می کرد، سرداری که در فتنه ی برجام، با فعالیت های دقیق منطقه ای و مبارزه با آمریکا، در عمل، خط سازش و مذاکره با آمریکا را به محاق انزوا کشاند را مگر می توان عنصری غیرسیاسی خواند؟
 و این تهمت بزرگ را کسانی بر زبان جاری می کنند که در موقعیت کنونی، به هر نحو ممکن و با هر بهانه ای می خواهند خود را در صف مردم وارد کنند و خیانت های گذشته ی خود را سرپوش گذارند.

 البته اگر این افراد و جریان ها، واقعا قصد توبه و بازگشت به دامان ملت را داشته باشند، حتما رهبر عزیز و ملت بزرگ ایران، در راستای وحدت ملی(به شرط جبران خطاها) آنان را عفو خواهند نمود، اما به نظر می رسد، این پیام ها و حضور در برخی صحنه ها، بعضا برای تحقق گام های بعدی خیانت است.
 بیانیه زشت و ذلیلانه جمعی از همین مدعیان، که در کنار  محکومیت و تسلیت شهادت سردار سلیمانی،  مسئولین را به ذلت خویشتن داری و عدم پاسخگوئی به جنایت آمریکا دعوت نموده اند و اظهارنظرهای برخی از آنان که با کمال بی شرمی، وضعیت فعلی را بهترین موقع برای مذاکره دانسته اند، گویای خباثت این افراد و نیت آنان برای سوء استفاده از پیام های تسلیت و همراهی ظاهری با مردم است.
 عناصر مرعوب و ذلیلی همچون: محمد رضا خاتمی، احمد منتظری، حسین کروبی، مهدی خزعلی، علی شکوری راد، محسن آرمین، زهره آقاجری، شهاب الدین بیمقدار، حسن‌زیدآبادی،  ابراهیم اصغرزاده، جواد امام، محسن امین‌زاده،  علی تاجرنیا، مصطفی تاجزاده،  خسرو تهرانی، حمیدرضا جلایی‌پور، سعید حجاریان، عبدالله رمضان‌زاده، پروانه سلحشوری، محسن صفایی‌فراهانی، فیض‌اله عرب‌سرخی،علیرضا علوی‌تبار، فخرالسادات محتشمی‌پور، علی مزروعی،عبدالله مومنی،  عبدالله ناصری و...
 لذا به نظر می رسد،دستگاه های رسانه ای کشور، با تبیین خیانت این افراد که چندی پیش هم در نامه ای، از اشرار فتنه ی 98 حمایت کرده و خودشان نیز بعضا از عاملان فتنه ی 88 و محرکان فتنه ی 78 بوده اند، آنان را نزد مردم بزرگوار ایران رسوا کنند.
 متاسفانه در طول روزهای گذشته، برخی از این افراد یا منسوبان و همفکران آنان، در صدا و سیما و برخی خبرگزاری ها، حضور یافته و خود را همراه با ملت و داغدار سردار سلیمانی معرفی کردند که انعکاس اشک تمساح این افراد، قطعا یک خطای بزرگ رسانه ای است و باید با تبیین چهره ی واقعی آنان، در راستای جلوگیری از ضربات و خیانت های بعدی این افراد و همفکران آنها به ملت ایران؛ این خطا جبران شود.
  نکته ی آخر این که، هنوز شهادت حاج قاسم سلیمانی، از منظر نظامی و امنیتی در هاله ای از ابهام قرار دارد و برخی از همین افراد و همفکران دارای مسئولیت آنها در مظان اتهام هستند که چه بسا برای برداشتن موانع مذاکره، اطلاعات رفت و آمد سردار را به آمریکائیها داده باشند و لذا شاید ژست و اشک تمساح برخی از آنها، معاویه وار برای ردگم کردن و  دادن آدرس غلط است، که ان شاءالله بزودی خیانتکاران رسوا خواهند شد.