سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

سرمقاله نشریه 337

on . ارسال شده در سر مقاله

فتنه ای خزنده...
  شاید بتوان موقعیت این روزهای جمهوری اسلامی را جزو عجیب ترین و پیچیده ترین دورانها دانست:
  از یکسو به مدد الهی و درایت امام خامنه ای و پایمردی سلحشوران جبهه ی مقاومت، ایران اسلامی در بهترین و قدرتمندترین وضعیت برون مرزی قرار گرفته است:

فتنه ی بزرگ داعش وفتنه ی همه پرسیکردستان عراق شکست خورده. ارتش هایی از مجاهدین افغانستان، پاکستان، با فرماندهی سپاه قدس، مشغول نقش آفرینی در منطقه هستند.  سوریه و عراق و یمن و لبنان در اشراف کامل جمهوری اسلامی است. بحرین و فلسطین، تحت حمایت ایران در نقطه ی اول توجه جهان اسلام هستند.در قلب آفریقا و نیجریه، جمهوری اسلامی بسرعت در حال رشد و گرایش مردمی است. مصر و قطر، با اشتباهات راهبردی عربستان، در جبهه ی ایران قرار گرفته اند. ترکیه و کره ی شمالی بدلیل دیوانگی ترامپ، مواضعی کاملا همسو با جمهوری اسلامی دارند. و بعد از خطای بزرگ آمریکا در اعلام قدس بعنوان پایتخت صهیونیست ها، اکنون شاهد همآوایی کشورهایی نظیر: مالزی و اندونزی و تونس و الجزایر و... با سیاست های جمهوری اسلامی درمورد قدس شریف هستیم.
چنین موقعیت ممتاز و راهبردی در منطقه و جهان، حداقل در چندصدسال اخیر، بی سابقه بوده و جای آن دارد که این وضعیت برای مردم تشریح شده و تمام حواس و توان جمهوری اسلامی و مسئولان آن متوجه تقویت این موقعیت و تداوم رهبری ایران عزیز در جهان باشد.
 اما در وضعیتی کاملا معکوس و عجیب،دولت دوزادهم، عمدا یا سهوا؛ نوعی ناکارآمدی و بحران در بسیاری از امور تحت امر خود را «کلید» زده است.
 علاوه بر بی توجهی به افسارگسیختگی بانکی و بی کفایتی در کنترل آلودگی هوا و رها نمودن اوضاع فرهنگی و رسانه ای کشور و همچنین رها نمودن مردم زلزله زده، کار به جایی رسیده است که مرتبا در شهرهای بزرگ و کوچک و در عمق برخی از مهم ترین مراکز حاکمیتی، عده ای از مالباختگان و یا کسانی که حقوق یا بازنشستگی آنان به تعویق افتاده، در اوج بی مسئولیتی مدیران دولتی، تظاهرات و تجمعات و تحصن های گسترده ای را به راه انداخته و بدلیل نفوذ برخی عناصر آشوبگر و ضدانقلاب در این تجمعات صنفی، سخیف ترین شعارها را نثار مسئولان نظام و جبهه ی مقاومت و ارزشهای انقلاب کرده و به زعم بدخواهان، وضعیت داخلی ام القرای جهان اسلام را وضعیتی شکست خورده و بحران زده و آماده ی انفجار، به نمایش می گذارند.
  و باز هم در اوج چنین وضعیتی، مسئولان دولت، نه تنها از وظایف راهبردی و جهانی خود بازمانده اند، بلکه عملا انقلاب عزیز اسلامی را که ثمره ی خون صدها هزار شهید و ایثارگر و زحمات ملت بزرگ ایران است، ناکارآمد و بی کفایت جلوه داده و از سوی دیگر با ارائه ی لایحه ی بودجه مخدوش و ریخت و پاش ها و وعده ی افزایش نرخ سوخت و حذف یارانه و... نمک بر زخم مردم نیز می پاشند.
  شخص آقای رئیس جمهور نیز بعنوان عامل این فرایند قابل تامل، مشغول حاشیه سازی و حمله به برخی از نهادها و مباحث انحرافی به اصطلاح حقوق شهروندی و صرف وقت برای رهایی سران فتنه از حصر و ... است.
 پیداست که تداوم چنین وضعیتی، بدخواهان را به طمع تدارک فتنه ای  خزنده به مراتب بزرگ تر از فتنه ی 88 خواهد انداخت که این بار با دامن زدن به مطالبات اقتصادی، شرایطی بسیار مخرب و خطرناک را به انقلاب و نظام تحمیل خواهند کرد.
اکنون فقط یک سوال مهم و اساسی باید ذهن همه ی مسئولان دلسوز، نخبگان و آحاد مردم را متوجه ی     خود کند:
  تداوم این روند از سوی دولت و عملکردی اینچنین مسئله ساز که مسلما منجر به تخریب و خدشه بر اصل نظام خواهد شد، تا کجا باید ادامه پیدا کند؟
  آیا جمهوری مقتدر اسلامی، که تاکنون از پیچ و خم های مهم و ناهموار عبور کرده است، باید برای مصلحت آقای روحانی یا خوشایند دولت وی و بپای ناکارآمدی و بی کفایتی دولت کنونی، تضعیف شود؟
  اگر حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است (که هست) و اگر مسئولان کنونی دولت، عدم کفایت خود در مقوله های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و سیاست خارجی را تا جایی ثابت کرده اند که حتی فریاد هواداران و دوستان سابق خود را نیز، به آسمان رسانده اند، آیا باید همچنان نظاره گر این روند ناکارآمد تا 3 سال  آینده بود؟!
  پس تا دیر نشده، باید فکری کرد و برای حفظ نظام و رفاه ملت و آبروی ایران اسلامی عزیز و حفظ موقعیت تاریخی این سرزمین سربلند، از ابزارهای قانونی مندرج در قانون اساسی، برای پایان دادن به این وضعیت، استفاده کرد و البته چگونگی استفاده از این ابزارها، بر عهده ی بزرگان و نهادهای قانونی همچون شورای نگهبان و مجلس و قوه قضائیه است.