سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

سرمقاله نشریه 349

on . ارسال شده در سر مقاله

آقای روحانی...
 این روزها وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور؛ وارد مرحله ای شده است که بسیاری از مردم و فعالان اقتصادی، با مشکلات فراوانی روبرو شده و در یک سردرگمی و خوف برای سرنوشت مالی و معیشتی خود بسر می برند و علاقمندان به نظام و انقلاب در داخل و خارج از کشور نیز با نگرانی مواجه شده اند.
 این وضعیت بی سابقه که در فاصله ی چند روز؛ نرخ پایه ی طلا و ارز(که مبنای روابط اقتصادی خرد و کلان است) را تاچند برابر افزایش داد؛علاوه بر ایجاد شوک در کشور، مسئولان دولت و شخص آقای روحانی را در کانون اعتراض و انتقاد همگان قرار داد.

 البته در تمام این ایام؛ آقای روحانی هم که همچنان معتقد است تورم تک رقمی است!،از پاسخگویی نسبت به این موضوع طفره رفت و معاون اول و وزرای اقتصادی دولت نیز در سکوت بسر بردند.
  پیداست که چنین رویدادی تا چه اندازه می تواند امنیت ملی را نیز مورد تهدید قرار دهد و لذا برای پاسخ به چرایی این وضعیت؛ باید راهی پیدا کرد.
  در پاسخ به این سوال؛ آگاهان و فعالان سیاسی و اقتصادی کشور، دو نظریه را مطرح    می کنند:
1- دولت عمدا این وضعیت را بوجود آورده است:
برخی معتقدند، با توجه به اینکه هنوز هیچ تحریم جدی علیه ایران انجام نشده و قرار است از اواسط مرداد و آبان، تحریم های آمریکا عملیاتی شود، جهش تورمی و اوضاع کنونی اقتصادی، کاملا غیرمنطقی و مشکوک است.
و البته بدلیل تلاش و پیگیری و اصرار دولت برای تداوم مذاکرات برجام؛ مطابق خواست اروپا در زمینه های موشکی و منطقه ای، برخی دستهای پنهان در داخل دولت؛ عمدا وضعیت اقتصادی را به نقطه ی التهاب و خطرناک رسانده اند تا با این گروکشی اقتصادی، بتوانند دیگر بخش های نظام(اعم از رهبر معظم و سپاه و نهادها و...) را مجاب به پذیرش مذاکرات موشکی و منطقه ای کرده و کار را تمام کنند.
 این گروه از منتقدان دولت، البته برای ادعای خود، دلایل محکمی را نیز بیان می کنند که از جمله: سیاست های وارونه ی ارزی دولت، رها کردن اقتصاد و برنامه ریزی و نظارت؛ دامن زدن بخش های دولتی به گرانی؛ ایجاد التهاب عمدی توسط خودروسازان؛ اعطای رانت 33 هزار میلیارد تومانی به برخی دلالان با دلار 4200 تومانی و خالی کردن پشتوانه های ارزی کشور، فروش بی ظابطه سکه ونیز عرضه سکه در بورس و... از نمونه های این دلایل است.
 طرفداران این نظریه معتقدند؛ راه حل این وضعیت، استیضاح و یا استعفای شخص آقای روحانی و کنار رفتن دولتی است که نظام و انقلاب را هر روز با بحران تازه ای روبرو کرده و قطعا فرد جایگزین روحانی، هر کس که باشد؛ می تواند با تکیه بر منابع داخلی و اقتصاد مقاومتی بر مشکلات فائق شود.
2- دولت در بحرانی ناخواسته گرفتار شده:
طرفداران  نظریه فوق، معتقدند: بعد از خروج آمریکا از برجام؛ دولتی که با گره زدن تمام امور کشور به برجام و امید بستن واهی به آمریکائها؛ تمام پشتوانه ی خود را از دست داده، ناخواسته وارد بحران شده و بدلیل شیطنت آمریکا و انفعال و بی حالی و بی برنامگی وزرا و مسئولان دولت؛ اقتصاد وارد این مرحله شده است.
 این افراد معتقدند، با توجه به شرایط حساس داخلی و خارجی،چاره ای ضربتی برای حل این اوضاع نیست و باید به دولت روحانی برای عبور از این بحران کمک کرد و با تغییرات در تیم وزرای اقتصادی و تغییر در روند سیاست خارجی دولت روحانی، فعلا با تحمل سختی ها و به آرامی از این شرایط عبور نماییم.
 اکنون با توجه به اهمیت موضوع و اینکه سرنوشت نظام اسلامی و انقلاب عزیز به این نظرات و تصمیم گیری فعالان سیاسی مرتبط است، باید این دو نظریه ی  را با واقع گرایی و بدون رودربایستی مورد توجه و تحلیل قرار داد.
از آنجا که مخصوصا بعد از سخنرانی و ژست انقلابی اخیر آقای روحانی، فعلا نظریه ی دوم(کمک به روحانی) مورد توجه برخی از  اهالی سیاست و بعضی از تصمیم گیران قرار گرفته است، ابتدا لازم است سوالات و ابهامات زیر پاسخی منطقی و به دور از احساس داده شود:

 1-آقای روحانی در سخنرانی خود بر لزوم وحدت و آشتی ملی و همبستگی تاکید نمودند. واقعا آیا منظور ایشان از وحدت، همبستگی ملی، حول محور ولایت و منافع ملی است، یا وحدت همگان با آقای روحانی و برنامه های شکست خورده اش؟!
آقای رئیس جمهور، از کدامیک از روشهای غلط سیاسی و فرهنگی و سیاست خارجی و رفتارهای خود عذرخواهی و اعلام بازگشت نموده که سخن از آشتی و وحدت می زند؟
آیا تداوم سیاست های غلط و منحرف خارجی و امیدبستن به اروپا و پافشاری بر معاهده ی استعماریFATF واعلام شکایت از 7 رسانه و روزنامه ی انقلابی در همین ایام  تناسبی با اعلام وحدت دارد؟!
 2- اگر آقای روحانی و سخنگوی دولت ایشان، سخن از لزوم صرفه جویی و کاستن از تشریفات و افزایش ساعات کار ادارات و ... به میان آورده اند؛ شخص ایشان و اعضای دولت، کدام اقدام عملی برای صرفه جویی و پرهیز از تشریفات دولتی و کاستن از هزینه ها و خروج از منازل 45 میلیاردی و عدم استفاده از هواپیما و انواع امکانات و ویلاهای اختصاصی و کار بیشتر برای مردم را به انجام رسانده اند؟
 3- اگر سخنگوی دولت، راه حل موضوع را در به میدان آوردن پول و طلاهای مردم معرفی کرده اند؛ منسوبان دولت (اعم از برادر رئیس جمهور و برادر معاون اول و وزرای دارای ثروت چند صد میلیاردی و...) کدام بخش از ثروت و دارایی خود را برای کمک به اقتصاد بحرانی کشور به میدان آورده اند؟!
 4- اگر طبق گفته ی آقای روحانی، باید با دلالان و اخلالگران اقتصادی برخورد شود، دولت چه برنامه و مجازاتی را برای جوان 31 ساله نورچشمی هوادار خود که 38 هزار سکه را ثبت نام کرده و یا شرکتی که با دریافت ارز دولتی 20 هزار گوشی آیفون را با میلیاردها سود بفروش رسانده و یا پدر داماد آقای روحانی که گفته      می شود 3 میلیون دلار را برای واردات موز دریافت کرده و یا وزارت بهداشت که میلیونها دلار برای واردات خودرو دریافت کرده و یا شرکت دولتی شستا که بیشترین ارز دولتی را برای واردات گوشی و... صرف نموده و دهها مورد مشابه خصوصی و خصولتی و دولتی از نورچشمی ها و منسوبان و منصوبان، را در نظر گرفته است؟!
 5-در موضوع مبارزه و ایستادگی در مقابل آمریکا که در سخنرانی آقای روحانی مطرح شد،(صرفنظر از توچال گردی ایشان با لباس آمریکایی در همین ایام)آقای رئیس جمهور چه برنامه ای برای این مهم را در نظر گرفته است؟! آیا بلافاصله بعد از این ادعا، سفر به اتریش(و گره زدن سرنوشت کشور به اروپای شریک آمریکا) و سفر به سوئیس(حافظ منافع آمریکا در ایران) و سفر وزیر خارجه به عمان(رابط بین ایران و آمریکا)و چانه زنی های پنهانی، چه تناسبی با آمریکا ستیزی دارد؟ آیا اعلام مذاکره درباره ی سوریه و یمن در همین سفر و ادعای مقامات سوئیس و اتریش برای  مذاکره جهت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و مسائل حقوق بشری، در راستای مقابله با آمریکاست؟
  بنظر می رسد پاسخ به این سوالات مهم،می تواند فضا را برای تصمیم صحیح در مورد آقای روحانی و دولتش که اینگونه آبروی نظام و کشور و مردم را در مخاطره قرار داده است،آماده سازد.
 تصمیم گیران کشور باید بدانند که تداوم سیاست ها و روش های 5 سال گذشته آقای روحانی، بقیه ی دستاوردهای کشور را نیز در خطر قرار خواهد داد
 و البته اگر آقای روحانی، در عمل (و نه صرفا در گفتار و سخنرانی) به تغییر رفتار و پایبندی به مصالح ملت و نظام، پایبندی خود را اثبات کرد، همگان از وی حمایت خواهند کرد، اما اگر روند کنونی تداوم یابد، باید بدون تامل و با اقدامی انقلابی، برای تغییر شرایط کشور، اقدام شود و در این میان به لطف الهی، نه تنها آشوب منافقین و تحریک بدخواهان، اثر چندانی ندارد، بلکه همه ی ملت، همچون گذشته پشت سر رهبر عزیز انقلاب خواهند بود.
 چرا که موفقیت های بزرگ منطقه ای و پیروزی های بزرگ نظام در مقابل دشمنان و همچنین ثبات و امنیت داخلی و منطقه ای و روحیه ی عزت خواهی و انقلابی مردم، ابزاری مثبت در دست رهبر عزیز انقلاب خواهد بود و البته در زمان خود، بخش قابل توجهی از دانه درشت ها و نامداران و صاحبان سابقه و نورچشمی هایی که از رانت های کلان و اموال نامشروع و امکانات این ملت سوء استفاده کرده و در موقعیت کنونی با سکوت و یا حمایت خود، آب به آسیاب دشمن می ریزند، به دست با کفایت نظام اسلامی، در مقابل چشمان ملت، محاکمه و مجازات کرد و در چنین فضایی، تحریم و تهدید و توطئه و نفاق و نفوذ وتزویر، راه به جایی نخواهد برد.       بعون الله و فضله