سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

سرمقاله نشریه 360

on . ارسال شده در سر مقاله

گرانی و نگرانی ...
 چندماهی است که موضوع تورم و گرانی، مردم را با نگرانی ها و مشکلات مختلفی درگیر نموده است و همانگونه که رهبر معظم انقلاب از مدتها قبل، پیش بینی فرمودند، وضعیت اقتصادی و معیشتی، به مهم ترین اولویت کشور تبدیل شده است.
  جهش بی سابقه ی نرخ دلار و طلا که بلافاصله سقوط ارزش پول ملی و افزایش 3 تا 5 برابری قیمت ها را ایجاد نمود، آنچنان وضعیتی را برای اقتصاد(اعم از تولید و کسب و کار و زندگی روزمره برای همه ی طبقات) ایجاد کرده که بیم آن می رود این مسئله، به صدمات جبران ناپذیری در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز منجر شود.

اکنون با گذشت چندماه از این وضعیت جدید، متاسفانه نه تنها مسئولان دولتی برنامه ای موثر برای برون رفت از این وضعیت  ارائه نکرده اند، بلکه تلویحا یا به تصریح، وعده ی ماهها و سال سخت آینده را هم به مردم داده و حتی امثال آقای رئیس جمهور بعنوان مسئول اول این اوضاع، با طلبکاری و بی خیالی، از افزایش قیمت بنزین و کاهش فقط 20 درصدی نرخ ها، آن هم در صورت امضای تعهدنامه ی ذلت بار مالی موسوم به FATF با غربیها خبر می دهد.
  در این میان، گرچه ملت ایران در دهه ی اول و دوم انقلاب، بدلیل جنگ تحمیلی و تحریم ها و... با مشکلات اقتصادی بزرگی مواجه شده و آن را تحمل نمودند(و البته با وجود نا ملایمات، همچنان برای دفاع از انقلاب و تحمل سختی ها آماده اند)، اما وضعیت کنونی به چند دلیل، تفاوت بارزی با آن دوران دارد که تحمل مشکلات کنونی را برای مردم با سوال و  پرسش هایی روبرو نموده است:
 1- مردم می پرسند که اگر قرار است در مقابل فشار شدید اقتصادی و تحریم مقاومت و سختی ها تحمل شود، چرا مسئولان ارشد اعم از شخص رئیس جمهور و وزرا و برخی دیگر از متولیان در قوای دیگر، در اوج رفاه و منازل چندین میلیاردی و ثروت های چندصدمیلیاردی و ریخت و پاش و اقامت فرزندان در خارج و ... شامل این مقاومت و تحمل سختی و تنگی معیشت نیستند؟
 2- اگر واقعا وضعیت مالی و اقتصادی کشور تا آنجا دچار مشکل است که حتی حقوق کارمندان و کارگران نیز به تعویق می افتد و اولویت های عمرانی کشور تعطیل شده و دولت برای حذف یارانه ی نقدی، هرروز نقشه می کشد، چگونه حقوق بگیران نجومی و مدیران عالی و دیپلماتها و نورچشمی ها، همچنان از حقوقهای چندده میلیونی برخوردارند و امکانات، برای ریخت و پاشها و تشریفات و همایشها و جولان آنها و فرزندانشان برقرار است؟
 3- اگر بنابر ادعای مسئولان، این وضعیت، ناشی از تحریم های دشمنان برای به زانودرآوردن ایران اسلامی است، پس چرا متولیان دولتی، بدون درنظرگرفتن مصالح ملی و بی توجهی به تاکیدات رهبر معظم انقلاب، همواره بدنبال واگذاری دستاوردها و امضای قراردادهای ذلت بار نظیر برجام و اف آی تی اف و 2030 و قرارداد اقیمی پاریس و... بوده و هستند و بعد از مقاومت ملت و صدمات فراوان بر آنها، باز تحریم دشمنان ملت احیا واجرا             می شود .
 4- سوال دیگر مردم آن است که خروجی عملکرد اینهمه مسئول و وزیر و مدیر و مشاور و نجومی بگیر، برای حل مشکلات مردم چیست؟! آیا بعد از گذشت ماهها از آغاز تحریم ها، نبایستی هیچ برنامه و ایده ی کارآمد و مشخصی برای حل معضلات اقتصادی و فائق آمدن بر تحریم ها به غیر از سازش با غرب اعلام و اجرا گردد؟!
 5-اگر شرایط اقتصادی کشور فوق العاده و به تعبیر آقایان، جنگی است، چرا مفسدان اقتصادی و عوامل حیف و میل بیت المال در رده های مختلف، همچنان مشغول به کارند و چگونه نهادهای قضایی کشور نمی توانند با معرفی و دستگیری و مجازات این افراد، دست این دزدان و غارتگران را از اموال عمومی قطع کنند؟!
 6- اگر در فرهنگ انقلاب، مسئولان، نوکر و خادم مردم هستند، پس اینهمه ژست و غرور و بی توجهی نسبت به مشکلات و عدم پاسخگویی مسئولان و آرایش های ظاهری و ... برای چیست؟ دولتی که با اینهمه امکانات و منابع و ثروت، خود را از پرداخت یک یارانه ی حداقلی و توزیع یک سبد کالای آبرومند عاجز می داند و افتخارش توزیع گوشت منجمد با کارت ملی! است، چه نسبتی با مفاهیم مقدس «تدبیر» و «خدمت» و «مردمسالاری» و... دارد؟!
 اینها سوالات مهم و بی جوابی است که در ذهن همه ی مردم، اعم از انقلابی و غیرانقلابی وجود دارد و اتفاقا دشمنان و دستگاه های تبلیغاتی آنها با استفاده از همین ابهامات، فضای ذهنی مردم را از طریق شبکه های مجازی و ماهواره ای و سایتها و شایعات میدانی به دست گرفته اند و چهره ی مظلوم انقلاب و نظام را مخدوش نموده اند.
  نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه شود، کم کاری نهادهای نظارتی در این وضعیت است: مثلا علیرغم آن که با اعمال سیاست های خاص انقباضی و دستگیری فروشندگان ارز و... اندکی از نرخ افسارگسیخته ی ارز کنترل شد، مردم همچنان شاهد افزایش قیمت ها و هرج و مرج در بازار هستند.
اتفاقا در این مورد هم، شرکت ها و نهادهای وابسته به دولت(همانند ایران خودرو و مخابرات و وزارت نیرو و...)، پیشتاز افزایش قیمت ها هستند.
  در این زمینه سوال جدی مردم این است که اینهمه دستگاه عریض و طویل نظارتی اعم از سازمان تعزیرات، سازمان بازرسی، دیوان محاسبات، اصناف، سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان، وزارت اطلاعات، وزارت اقتصاد و دارایی، وزارت بازرگانی، حراستها و... که هر کدام از آنها وظیفه و ماموریت مستقیمی بر کنترل اقتصادی و نظارت بر قیمت ها دارند، چه می کنند؟! چرا به وظایف خود عمل نمی کنند و  مردم را با گرانفروشان بی رحم دولتی و غیردولتی تنها گذاشته اند؟!
 آقایان مسئول در قوه قضائیه و دولت و مجلس اگر از وضعیت جامعه و افسارگسیختگی حاکم بر تمامی اجناس و چندنرخی وحشتناک حاکم بر بازار مطلع هستند و اگر از شرمندگی و خجالت بسیاری از مردم در مقابل خانواده هایشان آگاهند و اگر عواقب خطرناک ناشی از فقرتحمیلی بر جامعه که نتیجه ی بی عملی و مسئولیت ناپذیری دولتمردان است را می دانند، هر چه زودتر کاری بکنند که پیامبر اسلام(ص) فرمودند: كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً(فقر، انسان ها را در آستانه ی کفر قرار می دهد).
 در مجموع ، ادامه ی این روند به هیچ وجه به مصلحت نظام و کشور نیست و اگر فورا نسبت به هشدارهای امام خامنه ای و دلسوزان در این زمینه توجه نشود و بارقه های امید از حل مشکلات و نشانه های عملی از عزم مسئولان در برخورد با مفسدین اقتصادی و دزدان و غارتگران و رفع محرومیت های اقتصادی، مشخص نگردد، دشمنان داخلی و خارجی از فرصت ها استفاده کرده و فجایعی را رقم خواهند زد که جبران آنها بسیار سخت خواهد بود.
 بیاد بیاوریم هشدار ماندگار پیرجماران، امام خمینی عزیز را که خطاب به مسئولان فرمود:
«واقعاً سر فرود بیاورید به اسلام. لفظ را همه می‌گویند. شاید شیطان را هم ازش بپرسند، بگوید من انقلابی هستم... باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم کوچه و محله و زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند، ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود...»          والسلام