سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

سرمقاله نشریه 362

on . ارسال شده در سر مقاله

نه تدبیر، نه امید...
 در حالی که همچنان، مشکلات اقتصادی کشور در جایگاه نخست نگرانی و توجه همگان قرار دارد و فشارها در این عرصه، همواره بیشتر می شود، سخنان و مواضع رئیس جمهور و وزرا و مسئولان دولت حاکی از آن است که نه تنها برای رفع این مشکلات مهم، برنامه ای ندارند، بلکه  با ژست هایی ناشی از نوعی غرور و تکبر و به اصطلاح عامیانه« از سر سیری» به ایده پردازی هایی مشغول هستند که هیچ تناسبی با مصالح ملی و اهداف انقلاب اسلامی ندارد.

در همین راستا، آقای رئیس جمهور در جریان تقدیم لایحه ی بودجه ی 98 یکی از اصلی ترین رویکردهای دولت در سال آینده را «خصوصی سازی» بیان نمود و در توضیح آن نیز به لزوم واگذاری بخش آموزش و پرورش کشور به بخش خصوصی و همچنین فروش اموال و ساختمانها و زمین های تحت اختیار دولت به این در جریان خصوصی سازی اشاره نمود.
  چند روز بعد و در جریان بررسی لایحه ی بودجه نیز مشخص شد که این سخنان آقای روحانی، بعنوان اصول برنامه های دولت در سال آینده در بودجه هم لحاظ شده است و دولت، بجای چاره اندیشی و برنامه ریزی منطقی برای رفع مشکلات اقتصادی،  بدنبال برداشتن مسئولیت از دوش خود و مواجه نمودن مردم با عده ای سرمایه دار آن هم در بخش هایی همچون آموزش و پرورش و... است.
  پیداست که چنین روندی(که البته بر خلاف نص قانون اساسی نیز هست) چه وضعیت فاجعه باری را بر سیستم آموزش و پرورش کشور حاکم خواهد کرد و تا چه اندازه در افت کیفیت آموزشی و حذف امور پرورشی و تربیتی موثر خواهد بود و چه بار سنگین مالی را نیز بر والدین و آحاد جامعه تحمیل خواهد نمود.
  از سوی دیگر، واگذاری بدون ضابطه ی دارائی های دولت به نورچشمی ها و فرصت طلبان اقتصادی تحت عنوان اجرای اصل 44 و خصوصی سازی، در حال حاضر جز به  بر باد رفتن منافع و باقیمانده ی ثروت ملی، منجر نخواهد شد.
سرنوشت صنایع بزرگی همچون: ماشین سازی تبریز که با یک دهم قیمت به یک عنصر نااهل واگذار شده و یا نیشکر هفت تپه که به برخی نزدیکان آقایان دولتی  واگذار شده و یا هپکو اراک و فولاد اهواز و صنایع الکتریک رشت و... که به نام خصوصی سازی، به نابودی کشانده شده و کارگر سرگردان و معترض را به خیابانها کشانده است، نمونه هایی از اجرای این تز اقتصاد لیبرالیستی است که در  دولت مدعی تدبیر و امید عملیاتی شده است.
  در ادامه ی این روند، افزایش بودجه ی شرکت های دولتی و باز گذاشتن دست مدیران شرکت های متعلق به وزارت نفت در تداوم ریخت و پاش و دخل و خرج های مبهم و نامعلوم و ایجاد حیات خلوت مالی در این شرکتها، و پافشاری بر پرداخت حقوق های کلان و نجومی به مدیران، و برنامه ریزی برای دریافت مالیات بیشتر از مردم، فروش اوراق قرضه و افزایش نرخ سوخت و... در بودجه ی 98، همگی نشان از بی توجهی مسئولان و برنامه ریزان دولت به وضعیت حساس کشور و شرایط اقتصادی مردم دارد.
  لذا کاملا واضح و مسلم است که این دولت و تیم اجرایی و اقتصادی آقای روحانی، نه تنها برنامه ویژه ای بر حل مشکلات کشور ندارند، بلکه در صورت تداوم این روند، بر مشکلات جدی اقتصادی و سیاسی و امنیتی کشور نیز خواهند افزود.
  پس باید با در نظر گرفتن مصالح کلان ملی و ترسیم واقعیت های موجود، این سوال را مطرح نمود که تا پایان دوره ی ریاست جمهوری آقای روحانی، چه بر سر کشور و منافع ملی خواهد آمد و چه چیزی از آن باقی خواهد ماند؟! و برای جلوگیری از وقوع خطراتی که اجرای سیاست های لیبرالیستی کنونی، کلیت انقلاب و کشور را مورد تهدید قرار می دهد، چه باید کرد؟

  رهبر معظم انقلاب، بارها تاکید فرموده اند که در جمهوری اسلامی، بن بست وجود ندارد. اکنون نخبگان و اندیشمندان و دلسوزان انقلاب، باید با توجه به این رهنمود رهبر معظم انقلاب، چاره ای بیندیشند تا به لطف الهی در آستانه ی دهه ی پنجم انقلاب اسلامی، شاهد امید و کاهش فشار بر مردم و سربلندی انقلاب و نظام اسلامی باشیم. ان شاءالله