سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

نافرمانی عملی !

on . ارسال شده در سر مقاله


 نا فرمانی عملی !

در میان پرخاشگری و عصبانیت آقای رئیس جمهور در بازدید از نمایشگاه مطبوعات امسال، عبارتی از ایشان بیان گردید که بخاطر استفاده ی نابجا از این جمله در موقعیتی نابجا، جای تامل و بررسی بیشتر دارد.
ایشان گفت: حتی امام مسلمین هم باید نقد شود...


درباره ی این مسئله، خوب است به نکاتی توجه کنیم:
  1- گوینده ی این جمله کسی است که در طول دوران مسئولیت دوساله اش، بیشترین توهین ها و برچسب ها را نثار منتقدان خود و سیاست هایش نموده و با عناوینی همچون: بی شناسنامه، بزدل، ترسو، بروید به جهنم، افراطی،امل، بی سواد، تازه به دوران رسیده ها، داس به دستان، متحجر، چماق داران، گدا پرورها و.... بعضا حتی کوچکترین نقدهای عالمانه نسبت به عملکرد خود را برنتابیده است. جالب است که در حین همین سخنرانی، رئیس جمهور، همه ی مطبوعات منتقد خود و همه ی افراد و دستگاه هایی که کوچکترین اختلاف نظری با وی داشتند را با شدیدترین عبارات، مورد حمله قرار داد و حتی قوه ی قضائیه را بخاطر دستگیر نمودن چند جاسوس نفوذی در اطراف مسئولان اجرایی، به نمک گندیده تشبیه نمود.
فلذا بهتر است وی ابتدا جایگاه نقد و سفارش به نقدپذیری را در خود و اطرافیانش عملی سازد و بعدا از این گونه توصیه ها بنماید.
 2- سیاست جناب روحانی در طول دوران مسئولیت خود، بعضاتعریف و تمجید از رهبری و اعلام اطاعت در تمام موارد از ایشان بوده که تکرار این موضوع، همراه با اجرای سیاست های ناهماهنگ با فرامین ولایت، تقریبا آن را به یک رویه تبدیل نموده است که در این زمینه تنها به چند نمونه اشاره می شود:
 الف) در موضوع مذاکره، علیرغم اعلام صریح عدم خوشبینی رهبری، مذاکرات ، توسط دولت تا پایان ونادیده گرفتن اکثر خط قرمزهای رهبرمعظم  ادامه یافت و نهایتا با توافقی که دارای 28 اشکال اساسی و جدی بود،دستورات ولایت و حقوق ملت، نادیده گرفته شد.
 ب) با وجود صدور نامه ی 9 ماده ای رهبر معظم انقلاب در مورد الزامات اجرای برجام، رئیس جمهور در پاسخ آن نامه، بر همان اشتباهات توافق شده پافشاری کرد و نهایتا با آغاز جمع آوری زودهنگام سانتریفیوژها و اعلام رسمی شروع تبادل اورانیوم توسط رئیس جمهور، عملا بندهای صریح فرمان اجرایی رهبری، مورد توجه قرار نگرفت.
 ج) در موضوع سوریه، با وجود نهی صریح و چندباره ی رهبر معظم انقلاب مبنی بر ممنوعیت مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته ای، تیم مذاکره کننده به اجلاس وین با میزبانی آمریکا رفته و با وجود آن که پس از بازگشت، در دیدار با رهبر انقلاب، مجددا از این مذاکره منع شدند، باز هم خود را برای شرکت در اجلاس دوم سوریه در وین آماده نموده اند.

د)در ماجرای نفوذ، با وجود هشدار رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم جدیت و هوشیاری در برخورد با مظاهر مختلف نفوذ، آقای روحانی در جلسه ی اخیر هیئت دولت ونیز دیگر دست اندرکاران دولت، سعی کردند، برخورد با عناصر نفوذی را بعنوان تسویه حساب سیاسی و جناحی معرفی کرده و آن را بی اهمیت جلوه دهند.
 ه) اقتصاد مقاومتی و رسیدگی به مشکلات مردم با تکیه بر توان داخلی نیز که از مهم ترین راهبردهای مورد اشاره ی رهبر انقلاب در ماه های اخیر بود، آنچنان مورد غفلت و سهل انگاری قرار گرفت که امام خامنه ای صریحا از نارضایتی خود نسبت به عملکرد دولت در این زمینه سخن گفته و به عملکرد مسئولان نمره ی منفی دادند.
 و)بزک کردن آمریکا و نزدیک شدن به آمریکائیها که در سخن صریح رهبر معظم انقلاب بعنوان (خیانت) معرفی شده بود نیز تا مرحله ی گفتگوی تلفنی و قدم زدن خیابانی و دست دادن و دیدارهای دوجانبه و بیان سخنان نابجا و... به انجام رسید و برای همگان دوگانگی در گفتار و عمل برخی دولتمردان مشخص شد.
در این زمینه نمونه های فراوان دیگری نیز وجود دارد که از حوصله ی این مقال خارج است، اما نکته ی مهم اینجاست که همزمان با این رویه و انحراف از خط ولایت، رسانه های داخلی و خارجی هوادار دولت و شایعه سازان همسو با آنان، به دو شبهه در جامعه دامن می زنند: اولا ادعا می کنند که قدرت رهبری وهمفکران  ایشان در سطح مسئولان و مردم تقلیل پیدا کرده که ایشان نمی تواند از سخنان خود دفاع کند و دولت را وادار به انجام آنها نماید و چاره ای جز سازش ندارد!!
و از سوی دیگر نیز این شبهه را مطرح می کنند که رهبری در ظاهر برای حفظ اصول ظاهری انقلاب سخنی را بیان کرده و در خفا و پنهان، مجوز مذاکره و گفتگو و سرپیچی از آن سخنان را به دولتی ها داده است!!
پیداست که هر دوی این ادعاها غلط و نادرست وجفا به ولایت است چرا که با وجود خیل میلیونی عاشقان جان برکف ولایت در داخل و خارج از کشور و وجود مسئولان ولایی در تمام سطوح، اتفاقا راهبرد زیبای ولایت بیان مکرر اصول و تاکید بر بایدها ونبایدهادر عرصه های مختلف است تا از این رهگذر در فرصت بسیار کوتاهی، همگان، عناصر نافرمان و نااهل و نامحرم را بشناسند و نیز در همین فرصت کوتاه، نتیجه ی سرپیچی از این اصول و بستن امید واهی به دشمن و ادعاهای آنچنانی را نیز مشاهده کنند تا به لطف خدا، یک بار و برای همیشه،چهره این جریان مدعی همچون جریانهای همفکر خود در ابتدای انقلاب،برای ملت بزرگ ایران روشن گردد.
 3-بیان شبهه نقد امام مسلمین، می تواند ناشی از سهو کلام رئیس جمهورباشد، اما زنگ خطری را نیز به صدا در    می آورد که برخی از حامیان تندروی رسانه ای دولت،فتنه ی اکبر را رقم بزنند و راهبرد جدیدی را در این عرصه آغاز  و در تداوم فرافکنی و شانه خالی کردن از مسئولیت ها و انداختن تقصیرها به گردن دیگران، وارد حریم ولایت شوند- که البته نشانه هایی از آن نیز طی چند روز اخیر مشاهده شده- و صدالبته، ورود در این عرصه، بیش از پیش موجب رسوایی این جریان و هوشیاری ملت خواهد گردید و گرچه نقد سازنده و مصلحانه، همواره در قاموس نظام اسلامی وجود داشته و دارد، اما یقینا صبر و شکیبایی ملت در مقابل وادادگان ودلباختگان آمریکا و گردنکشان مقابل نظام و ولایت، نامحدود نخواهد بود و این تجربه ای است که بهتر است آقایان از گذشتگان خود عبرت گرفته و درس بگیرند.
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون