سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

تحریف ناشیانه تاریخ به سبک نهضت آزادی

تحریف ناشیانه تاریخ به سبک نهضت آزادی؛

نهضت آزادی: پیروزی انقلاب حاصل کار دیپلماسی ما بود!/ تشکیلاتی که به مبارزه با رژیم سلطنتی شاه اعتقادی نداشت.

محمد توسلی دبیر فعلی حزب غیر قانونی نهضت آزادی در مصاحبه ای که با روزنامه شرق داشته است، حرف های جالب توجهی زده است که پرداختن به آن از نگاه تاریخی، جالب تر از گفته‌های توسلی خواهد بود. 

لب کلام و مهم ترین بخش صحبتهای توسلی این بوده است که «دیپلماسی، عامل مهم پیروزی انقلاب بوده است. کانال تلگرامی نهضت آزادی نیز با چنین تیتری مصاحبه توسلی را منتشر کرده است.
اما منظور توسلی از دیپلماسی قبل از انقلاب چیست که دبیر نهضت آزادی ادعا می‌کند که عامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی بوده است؟
دیپلماسی‌ای که محمد توسلی از آن می گوید، فعالیت های تشکیلاتی به اسم «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» است که موسسین آن، ملی گرا های نهضت آزادی به ریاست مرحوم بازرگان بودند.
ماجرای تشکیل و فعالیت‌های جمعیت دفاع از حقوق بشر؛
سال 56 و با توجه به اعطای آزادیِ حقوق بشریِ کارتر از طرف شاه به جامعه و احزاب و تشکل‌های سیاسی، اعضای نهضت آزادی نیز برای تجدید فعالیت خارج شدن از انزوا و انفعال، جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر را تشکیل دادند.
مهدی بازرگان بعنوان رئیس جمعیت، حاج سید جوادی نایب رئیس و ناصر میناچی خزانه دار جمعیت انتخاب شدند.
تشکیلاتی که شیوه مبارزاتی و نظریه هایش برای مبارزه با رژیم پهلوی، فرسخ ها با نظریه انقلاب حضرت امام فاصله داشت.
در بخشی از اولین مصاحبه مطبوعاتی کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر، پس از تاسیس، آمده است: «روش ما مبتنی بر یک رشته فعالیتهای معتدل و قانونی و در چهارچوب قانون اساسی ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر خواهد بود.»
در نامه‌ای هم که این جمعیت برای تشریح اساسنامه و فعالیت اش خطاب به آموزگار، نخست وزیر وقت، نوشته است می‌خوانیم: «هیچگونه اقدامی جز از طریق قانون، آنهم با رفتاری کاملا مسالمت آمیز از ناحیه این جمعیت صورت نخواهد گرفت.»
قانون اساسی‌ای که جمعیت خود را موظف به عمل در چارچوب آن می داند و در نامه‌اش به نخست وزیر وقت هم روی آن تاکید دارد، قانون اساسی مشروطه است که به حکومت سلطنتی اعتبار می بخشد و به نوعی ضامن رژیم سلطنتی است.
به عبارتی دیگر، پذیرش فعالیت در چارچوب قانون اساسی مشروطه توسط جمعیت و ملزم دانستن خودشان به اجرای این قانون، یعنی پذیرش و قبول کردن حکومت سلطنتی و به تبع، تایید نظام سلطنتی پهلوی که از قضا مبارزات انقلابی مردم و اصلی که امام خمینی به آن اعتقاد داشت، در جهت ساقط کردن این حکومت سلطنتی بود.
یعنی جمعیتی که محمد توسلی در صدد القای فعالیت هایش بعنوان عامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی را دارد، نه تنها با تفکر انقلابی مردمِ مبارز متفاوت، که به نوعی با خواسته مردم که سرنگونی شاه و رژیم سلطنتی و تاسیس یک حکومت اسلامی بود، در تضاد آشکار قرار داشت.
باید از محمد توسلی و طرفداران نهضت آزادی پرسید که چگونه می شود جمعیت دفاع از حقوق بشر هم قانون اساسی مشروطه را بپذیرد و خود را ملزم به فعالیت در چارچوب چنین قانونی کند و هم خود را نه تنها در کنار مردم و انقلاب، که یکی از عامل های مهم پیروزی انقلاب بداند؟
تظاهرات تاسوعا و عاشورای 57 و ادعای توسلی؛
توسلی در مصاحبه اش اشاره ای هم به راهپیمایی تاسوعا و عاشورای 57 کرده و جمعیت را یکی از عاملین اصلی برپایی تظاهرات مردمیِ آن دو روز می داند. البته از همان زمان تا به امروز این جریان چنین ادعایی را داشته و جمعیت را از اعضای کمیته برگزار کننده راهپیمایی می دانند. 
بر فرض صحت این ادعای ملی‌گرایان، نکته جالب این است که ماده اول تا سوم قطعنامه ای که پس از راهپیمایی خود جوش مردمیِ عاشورای 57 صادر شده است، کاملا با اساسنامه و شیوه مبارزه جمعیت که به آن اشاره کردیم، در تضاد است.
در ماده اول این قطعنامه مردم امام خمینی را رهبر و خواسته هایش را خواسته خودشان می‌دانند.
در ماده دوم، مردم سقوط استبداد و رژیم سلطنتی پهلوی را خواستار شده اند.
در ماده سوم قطعنامه نیز مردم از خواسته شان که تاسیس حکومت عدل اسلامی است، می گویند.
محمد توسلی چطور انتظار دارد که مردم ایران باورشان شود جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر که موسسین اش اعضای نهضت آزادی‌ای هستند که در هیچ کجای مرامنامه و اساس نامه و منش و رفتار و خواسته شان، نه در هنگام تشکیل نهضت آزادی و نه تاسیس کمیته دفاع از حقوق بشر، نمی‌بینیم که دم از مبارزه با رژیم سلطنتی بزنند و خواستار سقوط شاه باشند، فعالیت شان عامل مهم پیروزیِ انقلابی باشد که اساسا با محوریت مبارزه با حکومت سلطنتی و از بین بردن رژیم دیکتاتوری پهلوی شکل گرفت؟
بر فرض که توسلی و رفقایش توانستند خود را هم طراز با امام خمینی و از عاملین اصلی پیروزی انقلاب اسلامی جا بیندازند. با تاریخ ثبت شده و پر از واقعیت تلخ می خواهند چه کنند؟