سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

برگی از عبرت های تاریخ (نشریه355)

on . ارسال شده در برگی از عبرتهای تاریخ

سزای کسی که حرف رهبرش را نشنود...
 مدتی بعد از تحمیل حکمیت به امیرالمومنین(ع)، روزی آن حضرت در کوفه بر بالای منبر در مورد آن واقعه سخن به میان آورده و با تلخی از آن یاد فرمودند.
در این هنگام، ‏یکى از اصحاب‏ پرسید: «شما در ابتدا ما را از حکمیت نهى فرمودى، بعد هم اجازه دادى! بالاخره نفهمیدیم کدامیک از این دو عقیده ی تو به ‏صلاح نزدیکتر بود؟!»

در این هنگام، امام علی(ع) دستها را بهم زد و فرمود:‏« این (سردرگمی)کیفر کسى است که حرف پیشواى خود را نشنود و به خواسته ی مخالفان اصرار ورزد(و به بیعت‏ خویش در مورد قبول سخن رهبرش وفادار نباشد) و دوراندیشى را از دست دهد و پیشواى خود را مجبور کند که به خواسته  ی مخالفان تن در دهد» .
در این هنگام، اشعث‏(که خودش یکی از اصلی ترین افراد تحمیل کننده ی حکمیت به امام(ع) بود، خیال کرد که مقصود امام از بیان این جملات، این است که«این سردرگمی جزاى من است که احتیاط را از دست دادم و حکمیت را پذیرفتم»!!، ‏لذا با همین برداشت غلط از سخن امیرالمومنین(ع) به ایشان اعتراض کرد و گفت: ای علی! بیان این مطلب به زیان تو است نه به سود تو!
امام علی(ع) با بى‏اعتنائى نگاهى به او کرد و فرمود: تو چه میدانى چه چیز به سود من است ‏یا به زیان من؟ نفرین خدا و نفرین کنندگان ‏بر تو باد اى منافق فرزند کافر! و....
ناراحتی امام علی(ع) از اشعث، بخاطر نفاق او در تحمیل حکمیت به امام و مسلمین بود. اشعث در جریان جنگ صفین، بعد از بیان چند سخنرانی و تحریک سپاهیانِ حضرت به پذیرش صلح با معاویه، حتی هنگامى که متن عهدنامه ی مربوط به حکمیت تنظیم شد، به مالک اشتر گفت که آن را امضاء کند، اما مالک گفت: هرگز دستم در این کار پیش نمى‏رود، مگر من نمی دانم ‏حق کجا است و یقین به گمراهى دشمنم ندارم، مگر نمى‏بینید اگر سستى نکرده‏ بودید پیروزى ما حتمى بود؟  اشعث هم عهدنامه را برداشت و در میان صفوف سربازان حضرت علی(ع) به راه افتاد و براى سربازان خواند و از آنان رضایت گرفت، ولى گروهى از لشکریان بودند که به او حمله کردند و مى‏خواستند وى را بکشند که خود را نجات داد، پس از آن که به خدمت ‏امام رسید گفت: من حکمیت را به تمام شامیان و عراقیان عرضه داشتم و همه رضایت دادند!

در روایت است که هر فسادى در حکومت امام(ع) پیش آمد به واسطه ی اشعث بوده و او رئیس منافقان مى‏باشد، و لذا به خوبى آشکار و روشن مى‏گردد که چرا امام نسبت ‏به او تندى نمودند.
  بدون شرح: اشعث های زمان و حکمیت های پی در پی دوران  و نقش خود در این امتحان بزرگ را بشناسیم..