سخنان ناب:
اگردلشان دنبال امریکا و غیرامریکاست اعتمادنمیکنم.همه درست انتخاب کنند.
امام خامنه اي:وقتی باانقلاب وامام بیعت می‌کنید، انگار با پیغمبربيعت کرده‌اید.
تا کسی از اصالتها گفت، فوراً نگوینددارد تندروی میکند یا افراطی‌گری میکند
امام خامنه اي :نفوذ جریانی در ملت،بوسیله پول وجاذبه‌های جنسی
امام خامنه ای:مرگ بر امریکا دارای پشتوانه ی قوی عقلانی و منطقی
امام خامنه ای: عده ای سعی نکنند چهره امریکا را بزک کنند
امام خامنه ای:ارتباط و مذاکره با امریکا هم خیانت و هم حماقت است
امام خمینی (ره): سازش با شرق و غرب خودباختگی و خیانت به اسلام است
بعضی‌ها کارفرهنگی درداخل دانشگاه راباکنسرت واردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند

برگی از عبرت های تاریخ (نشریه359)

on . ارسال شده در برگی از عبرتهای تاریخ

نماینده واقعی مردم
 خواهر زاده شهید مدرس می گوید: من در کنار آیت الله مدرس نشسته بودم که دو نفر آمدند و یکی از آنها فرنگی بود. پس از لحظه ای، مرد مترجم گفت: «ایشان یکی از مأمورین عالی رتبه سفارت انگلیسند. چکی تقدیم می دارند، برای اینکه هر نوع صلاح بدانید مصرف نمایید.»
آیت الله مدرس گفتند: «چک چیست؟»

مترجم گفت:«چک براتی است که بانک می گیرد و مبلغی که در آن قید شده می پردازد.»
آیت الله مدرس خندید و گفت: «به ایشان بگویید من پول و چک قبول ندارم. اگر خواست به من پول بدهد، باید تبدیل به طلا و بار شتر کند و ظهر روز جمعه و هنگام نماز به مدرسه سپهسالار بیاورد و آنجا اعلام کند که این محموله را مثلاً انگلستان یا هر جای دیگر برای مدرس فرستاده است تا آن وقت من قبول کنم.»
بعد از ترجمه این سخنان، فرنگی چیزی گفت. مترجم رو به آقا کرد و گفت، «ایشان می گویند شما می خواهید در دنیا حیثیت ما را نابود کنید.»
آیت الله مدرس خندید و گفت، «به ایشان بگویید، از نابودی چیزی که ندارید نترسید.»
این عزت نفس شهید مدرس در حالی بود که ایشان در زندگی شخصی خود، در اوج تنگی معیشت قرار داشت.
دختر آن فقیه و مجاهد شهید می گوید:
«بسیار اتفاق می افتاد پدرم بدون قبا یا پیراهن در حالی که عباش را به خود پیچیده بود به خانه می آمد. می دانستیم که او برهنه ای را در راه دیده و لباس خویش را به او بخشیده است.
روزی به او گفتیم: اجازه بدهید ده بیست ذرع کرباس در خانه داشته باشیم که بتوانیم در چنین مواقعی فوری برایتان لباس تهیه کنیم.
ایشان پاسخ داد: ممکن است دیگری به کرباسی که ما ذخیره می کنیم نیاز پیدا کند، به همین مقدار که برای پیراهن یا قبا یا شلوار لازم است، تهیه کنید.»
  روزی از ایشان پرسیدند: علت این که شما اینگونه در مجلس بر سر رضاخان و صاحبان قدرت خارجی و داخلی فریاد می کشید و نمی ترسید چیست؟ و ایشان فرمود: من جیب خودم را دوخته ام و لذا زبانم آزاد است...

(10 آذر سالروز شهادت آیت الله شهید سید حسن مدرس(ره) و روز مجلس گرامی باد)